مدیریت چابک یا مدیریت سنتی: تفاوت در چیست؟


مدیریت پروژه و برنامه ریزی بسیار تغییرپذیر است، نه؟ اگر تابحال درگیر مدیریت پروژه شده باشید، حتما این موضوع را به خوبی درک می‌کنید که روش سنتی (Traditional) و چابک (Agile) هر دو می توانند نقش به سزایی در تکمیل پروژه ایفا کنند. اینکه در چه موقعیت و زمانی می‌توانیم از این دو روش بیشترین موفقیت را هم بدست بیاوریم باید مدنظر قرار داد. اما واقعاً چه شرایطی ایده‌آلِ هر کدام یک از این روش های مدیریت است؟ ما در این مقاله به این سؤال پاسخ می‌دهیم.

مدیریت چابک

مختصری از مدیریت چابک (Agile)

روش مدیریت چابک حاکی از تغییرات پیاپی، رسیدگی به پروژه با رویکردی مدرن، تشخیص زودهنگام نیازها و شفاف بودن کنترل پروژه میباشد. مزایای مدیریت چابک (Agile) فضایی برای شکست باقی نمی گذارد و ریسک احتمالی را کاهش میدهد. هنگامی که اعتماد و همکاری بین اعضا کم باشد نمی توان از برنامه ریزی چابک نتیجه خوبی گرفت. در مدیریت چابکی اهدافمان به قسمت های کوچک تر و جزعی تر تقسیم میشود و با در نظرگرفتن اهمیت آن ها اولویت بندی و مدام در چرخه تکرار میشوند. هر چه تیم‌تان را با روش چابک بهتر مدیریت کنید، بیشتر هم جواب می‌گیرید.

از مزایا مدیریت چابک(Agile)

  1. کاهش ریسک پروژه: تکرار روند بازگشت و عیب یابی موجب اصلاح اشتباهات می‌شود
  2. استقبال از تغییرات: امکان تغییر در تمامی مراحل وجود دارد
  3. صرفه جویی در هدر رفتن منابع: زمان، پول و … را به درستی استفاده می‌کنید
  4. کاهش استرس تیم: دیگر نگران بهینه سازی از همان اول نیستند، به طور مداوم محصول را بهبود می‌بخشید
  5. رفع نیاز مشتری: با گرفتن بازخورد در هر مرحله، سریع تر به نیاز مشتریان پاسخ می‌دهید
  6. کاهش شانس شکست: با اصلاحات مجدد و عیب‌یابی احتمال شکست کاهش می‌یابد
  7. هم فکری با مشتری: رضایت مشتری وقتی بدست می‌آید که نظرشان را بشنوید و اجرا کنید

معایب آن چیست؟

  1. هزینه هایش بالا تر از روش سنتی است اما نه در جهت ضرر و زیان
  2. صرف وقت و انرژی بسیار از افراد به دلیل ارتباط دائم و تعامل با هم نیز از چالش‌های چابک است.

مدیریت آبشاری

مختصری از مدیریت آبشاری (WATERFALL)

مدل آبشاری درواقع یک نمودار خطی، به گونه ای ثابت به پایین می آید و نیاز های مشتری را در گام نخست برآورد کرده و فرایندی را برای تأمین آن ها اجرا می کند؛ بهترین مواقع برای برگزیدن مدیریت آبشاری(Waterfall)، پروژه های بدون تغییر و ساده می باشد؛ از آنجایی که طرح کلی این مدیریت همانند آبشار از بالا به پایین می باشد به آن مدیریت آبشاری می گویند؛ در این متد هنگامی که هریک از پروژه ها به و پایان رسید، مرحله بعدی آغاز می شود و شانس بازگشت به مراحل قبلی، هزینه بر و نشدنی است؛ البته خاصیت تغییر ناپذیر بودن، این مدیریت را ساده و امکان ارائه مستندات عمیق و مبتدی را به ما می دهد.

از مزایای مدیریت سنتی (Traditional)

  1. داشتن الگوی تکراری و ساده بودن درک آن: یک مدل ثابت و تغییر ناپذیر است.
  2. ایجاد تمرکز بر سازمان دهی ساخت یافته: علی رغم گفته ی مهندسان نرم افزار روش سنتی (آبشاری) این امکان را به شما میدهد که تمرکز بی نظیر روی جنبه های مختلف پروژه در طراحی و گسترش داشته تا پیاده سازی و تست آن.
  3. در گام نخست ایجاد نرم افزار این فرصت را به شما میدهد تا تغییرات را به راحتی اعمال کنید.
  4. اعضا با نگاه کردن به زمان کوتاه و نداشتن شانس تغییر بلافاصله خود را با تیم وفق میدهند.

معایب آن چیست؟

  1. غیر ممکن بودن تغییرات: بعد از اتمام هر پروژه در روش سنتی مرحله بعد آغاز میشود و دیگر به مراحل قبل باز نخواهند گشت.
  2. داشتن ریسک بالا: کوچک ترین اشتباه میتواند شانس موفقیت را کم کرده و اعضای تیم را نا امید کند.
  3. ضعف ارائه نرم افزار در طول روند پروژه: در مدیریت سنتی سهامداران باید تا پایان پروژه صبر کنند.
  4. داشتن رویکرد قدیمی.
  5. منعطف نبودن به اندازۀ کافی.

 

تفاوت روش مدیریت چابک و مدیریت آبشاری

مدیریت چابک یا مدیریت سنتی؟

هرکدم از این شیوه ها در جای خود عملکرد مؤثری دارد. استفاده از روش های کلاسیک وسنتی برای پروژه هایی ساده است که در طول مدت به پایان رسیدن آن نیاز های کارفرمایان تغییر نکند و ثابت باشد. همینطور هنگامی که تولید سریع محصول یا خدمات برایتان اولویت بالایی دارد از مدیریت چابک (Agile) می توان استفاده کرد. چون رویارویی با مدیریت سنتی (Traditional) مساوی با پذیرش یک روش سفت و سخت است و همچنین مدیریت چابک یک روش انعطاف پذیر می باشد.

مقایسه

به سختی میتوان گفت کدام بهتر است؛ مدیریت چابک یا مدیریت سنتی؟ مشکلات روش سنتی (آبشاری) زمانی نمایان می شود که تیم مجبور به تغییر شود. هر دو روش،  برجسته ترین روش های توسعه نرم افزار هستند که برای ارائه محصولات، با ارزش بالا در کمترین زمان استفاده می شوند. در روش سنتی اگر دامنه ی پروژه از قبل مشخص شده باشد به خوبی کار میکند و خیلی خوب است که برآورد، طراحی، کدنویسی، اجرا و آزمایش را در پروژه های توسعه نرم افزار به عنوان مراحل مختلف می بینید. در چند سال اخیر سلیقه ی انتخابی تیم ها بیشتر به سمت مدیریت چابک (Agile) رفته و اکثر سازمان ها درحال کنار گذاشتن مدیریت سنتی (Traditional) می باشند. البته سازمان‌هایی وجود دارند که از این روش استفاده می کنند. دلیلش این است که نوع خواستۀ سازمان و شرایط پروژه آنها خیلی واضح با قواعد آن همگام است.

منبع اطلاعات مربوط به مدیریت سازمان: www.sis-eg.com

کلام پایانی

همانطور که در این مقاله خواندید، تفاوت اصلی مدیریت چابک و سنتی در میزان انعطاف آن‌ها و تعاملات بین تیمی است. این روزها مدیریت چابک خیلی سر زبان افتاده. بهتر است قبل از گوش دادن به تبلیغات مثبت یا منفی درمورد آن، کاربرد، نزدیکی جوانب مثبت و منفی و نیازمان را بسنجیم. اگر به دنبال مدیریت چابک هستیم، باید کلیت کار با آن روش را برای خود به مفهوم برسانیم. نه خیلی زود درمورد عالی بودن چابک هیجان‌زده شویم و نه با کوچکترین مشکل دلسرد شویم. یادمان باشد مدیریت سنتی هم به طور کامل کنار نرفته است و باید بدانیم که هنوز کاربرد دارد.

اگر فکر می‌کنید که روش چابک مناسب پروژه بعدی شماست و یا نیاز به مشاوره با متخصصان حرفه ای در این حوزه دارید،

همین حالا به صورت رایگان در نرم افزار مدیریت هدف سنج ثبت نام کنید!

‫0/5 ‫(0 نظر)

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *